هشتاد سالگی!

کرین هشتاد و دو سال سن دارد و الان چند سالی است که، بعد از یک دوره آرتروز پیشرفته، زانوی هر دو پایش را عمل کرده و با زانوی مصنوعی راه می رود. کرین را دوستان و آشنایانش هر روز در یک گوشه دورافتاده شهر می بینند که در حال پیاده روی است. در واقع از وقتی زانوهایش را عمل کرده است هر روز تا دورترین نقطه شهر پیاده می رود و بر می گردد. کرین حتی بعد از عمل پایش تصمیم گرفت به دانشگاه برگردد و رشته جدیدی را برای تحصیل شروع کند. او هر ترم برای تنها یک کلاس ثبت نام می کند تا شهریه دانشگاهش کمترین میزان ممکن باشد. او می تواند در سایر کلاس های دیگر که به موضوعاتشان علاقه مند است شرکت کند اما امتحانشان را ندهد و در نتیجه برایش شهریه ای پرداخت نکند. کرین یک رشته اصلی و یک رشته فرعی دارد که در هر ترم در تمام کلاسهای دو رشته شرکت می کند و قانون کشور به دلیل سن بالا به او اجازه می دهد تا هر تعداد سال که می خواهد درس خواندنش را کش بدهد. به این ترتیب کرین با ثبت نام در یک کلاس در هر ترم می تواند از تمام مزایای دانشجویی برخوردار شود. این مزایا شامل تمام هزینه های زندگی از جمله بیمه خدمات درمانی، بیمه آتش سوزی، بیمه وسایل خانه، بیمه دندانپزشکی و غیره می باشد. حتی وام دانشجویی بدون بهره هم شامل مورد کرین می شود. کرین همچنین به خاطر اینکه بالای شصت و پنج سال سن دارد از حقوق و مزایای سالمندی هم استفاده میکند. در واقع کرین با اضافه کردن عنوان دانشجو پیش از عنوان سالمند تمام هزینه های زندگی اش را به حداقل ممکن رسانده است. 

آنوقت مادرجان از 30 سالگی تا حالا دیگر لباس گلدار نپوشیده است چون خیال می کند برای سن و سال او زیادی است!

/ 2 نظر / 18 بازدید
سارا

چه جالب. کرین را از کجا پیدا کردی؟ باید آدم خیلی جالبی باشه :)

مانیار

آدم ها تو ایران علاقه ی به زود پیر شدن دارند![لبخند]