دوباره همهء خانواده دور هم جمع شدند.معنيش اينه که به پايان تعطيلات چيزی نمونده.هر کی سفر رفته بود برگشت.خونه هم از سوت و کوری در اومد.حالا باز هم وقت غذا سر ميز شلوغه و باز يک صندلی کمه.  توی چشمهای عمه شور و شوقشو می بينم.پايان دلواپسی ها.آغاز تکاپوی دوبارهء زندگی.

کاش برگشت تمام رفتن ها به همين زودی بود.

/ 4 نظر / 4 بازدید
shahab

کاشکی

دوستت

و باز هم از اينترنت چيزي به تو نمي رسه و باز هم همش خاموشي!!

مهدی

شادی٬ اين‌جا رو سر زدی؟ http://www.iranian.be/

بهداد

کجایی شادی؟