توقع!

جالب است که دلیل اصلی تمام نارضایتی هایمان، وقتی ریشه یابی اش می کنی، سطح توقعمان  است...

از شرایط کارمان ناراضی ایم چون توقع داریم با مدرکمان حقوق رییس جمهور داشته باشیم، از رییسمان توقع داریم مشکلات ما را بداند و برایمان دغدغه داشته باشد، از ریردستمان ناراضی ایم چون از او توقع اطاعت بی چون و چرا داریم، از دوستیهایمان ناخوشنودیم چون ار دوستان توقع داریم مراعات حال ما را در هر شرایطی بکنند،‌ هیکلمان را دوست نداریم چون توقع یک سوپر مدل را از خودمان داریم،‌ از سلامت جسمی مان ناراضی ایم چون توقع دیدن کوچکترین اشکال را در بدنمان نداریم، از راندمان کارمان ناراضی ایم چون توقع داریم مثل اسب کار کنیم که نمی کنیم، از رابطه مان ناراحتیم چون توقع هزار کار نکرده از طرفمان داریم که حتی به ذهنش هم نرسیده است، از خانواده مان دلخوریم چون توقع داریم همیشه هوای ما را داشته باشند،‌ از آب و هوای منطقه مان شکایت داریم چون توقعمان از محل زندگی در حد آب و هوای بهشت است، از سیستم حمل و نقل عمومی گلایه می کنیم چون توقع سیستم سوییس چهل و یک هزار کیلومتر مربعی را برای ایران چهل برابر بزرگتر و کانادای دویست و چهل برابر بزرگتر داریم! 

حالا اگر سطح توقع بشر را تا حد رضایت از شرایط موجود پایین بیاوری، هرچند دیگر هیچ پیشرفتی در هیچ زمینه ای حادث نمی شود، اما لااقل آدمها آرام می گیرند ...

/ 0 نظر / 16 بازدید