هیچ کس از جنس تو نبود!

من از کوه ها گذشته ام،

از دشت ها، دریاها، 

شهرها ...

من از تمام این سال ها رد شده ام،

من از این سو تا آن سوی دنیا رفته ام،

من آدم ها را زیر و رو کرده ام،

چشم هایشان را نوشیده ام،

دست هایشان را بوییده ام،

خنده هایشان را چشیده ام،

هیچ کس از جنس تو نبود!

من تو را گم کرده ام،

مهربان!

جایی میان نفسهای بریده بریده از بغض،

همدم!

جایی میان تنهایی بی انتهای این سالها،

برادر!

جایی در آغوش خاک ...

/ 1 نظر / 3 بازدید
مووووژ

[خنثی]