لوس شده ام !

می دانی چیست؟ زیادی بوده ام همه جا. هر وقت دلم تنگ شد دویدم برای دیدن آدمها. هر وقت دلشان گرفت بوده ام کنارشان، حرفهایشان را شنیده ام،‌ با گریه هایشان گریسته ام،‌ با خنده هایشان خندیده ام. می دانی من به آدمها فرصت نداده ام تا ببینند آیا خودشان دلتنگ من می شوند یا نه، تا ببینند مرا دوست دارند یا نه. من همیشه بوده ام، همه جا، زیاد از حد. دیگر دارد از بی انصافی اطرافیان دلم می گیرد. وقتش رسیده شاید که دیگر انقدر پررنگ نباشم. من خودم را لوس می کنم و می روم مدتی گم و گور می شوم تا بلکه یک کسی بیاید بپرسد چرا خبری از شادی نیست یعنی کجا می تواند رفته باشد. بعد خوشحال بشوم از اینکه کسی به یادم افتاده است. فکر بدی هم نیست، هر چه نباشد از دلگیری بهتر است ... 

/ 1 نظر / 3 بازدید
مووووژ

من که دلم برات جوجه شده که :(