اینکه حدود نیمی از درآمد ماهیانه ات پیش از آنکه رنگش را ببینی به عنوان مالیات از حقوقت کم شود درد دارد. سیستم مالیاتی هم بعضی وقتها به گونه ای عمل می کند که آدمها انگیزه شان را برای تلاش بیشتر و به دست آوردن درآمد بالاتر از دست می دهند. برای مثال فرض کنید که بعد از چند سال سابقه کار درآمدت به نود و پنج هزار دلار در سال رسیده است و سی درصد این حقوق را مالیات بر درآمد می دهی، پولی که در طول سال به دستت رسیده است شصت و شش هزار و پانصد دلار است. برای یک مرحله بالاتر از مقامی که در حال حاضر داری باید خیلی تلاش کنی و معمولا حقوقت به اندازه ای که تلاش کرده ای بالا نمی رود. حالا فرض کن در بهترین حالت حقوقت با عنوان جدید در سال به صد و پنج هزار دلار برسد. مالیات این حقوق چهل درصد خواهد بود چون بیشتر از صد هزار دلار در سال است. به عبارتی پولی که در طول سال به دستت رسیده شصت و سه هزار دلار خواهد بود. این یعنی سه هزار و پانصد دلار از پول سالانه ات کم شده است. 

صد البته که پیمودن مراحل ترقی پله به پله است و بعد از مرحله بعد هم مقام های بالاتر با درآمد بهتر در انتظارت خواهد بود. اما سخت است که به خودت بقبولانی که هم سختی رسیدن به مقام بالاتر را به جان بخری و هم مقداری از پول هایت را از دست بدهی. اینگونه است که آدمها از یک جایی به بعد منفعل می شوند و دیگر انگیزه ای برای رسیدن به درجات بالاتر ندارند. 

/ 0 نظر / 15 بازدید