شهر اسکلت ها!

به چشم من تمام اسکلت ها شبیه همند! همه شان یک مشت استخوانند که یک جمجمه کروی رویش قرار گرفته با دو حفره بزرگ سیاه به جای چشم، دو حفره مثلثی به جای بینی و یک جفت استخوان آرواره جمبنده سرتاسری! من حتی جنسیت و یا تفاوت سنی شان را هم نمی فهمم و صادقانه بگویم این موضوع برایم هیچ اهمیتی هم ندارد.

اما اسکلت ها خودشان فرق های بین خودشان را می بینند و اتفاقا خیلی هم به ظاهرشان اهمیت می دهند. در شهر اسکلت ها پسر-اسکلت های جمجمه روغن زده براق سر چهار راه به دختر-اسکلت های خوش قد و بالا متلک می گویند. اسکلت های بزرگتر اسکلت های کودک را اورتودنسی می کنند تا دندانهایشان مرتب شود. در شهر اسکلت ها آن ها که حفره های چشمشان درشت تر است و حفره های بینی شان کوچکتر زیبا تر محسوب می شوند و معمولا می روند در صنعت مد و سینما. آن هایی هم که این زیبایی ها را ندارند معمولا منزوی و افسرده ترند، با ستون فقرات خمیده و در خود فرورفته. اسکلت های جوان تر شاداب ترند، تراکم استخوانشان بیشتر و رنگشان سفید تر از مسن تر هاست! اسکلت های هنرمند و روشنفکرنما هم که خیال می کنند همه چیز می دانند و بقیه همه یک مشت استخوان بی مغزند، سرشان را بالا نگه می دارند و معمولا یک سیگار نصفه هم گوشه فکشان دارند که دودش از بین دنده هایشان بیرون می زند. شاید باور نکنید اما اسکلت ها خودشان از روی حرکت آرواره همدیگر تشخیص می دهند طرف مقابل دارد می خندد یا گریه می کند یا عصبانی است! 

من دلم می خواهد بروم به اسکلت های بی اعتماد به نفس غمگین و خموده بگویم بلند شوند و خودشان را جمع و جور کنند چون به چشم من هیچ فرقی با بقیه ندارند و همه شان یک گندند!

نویسنده : shadi ; ساعت ٥:۳٢ ‎ق.ظ ; جمعه ٧ خرداد ۱۳٩٥


/ 0 نظر / 3 بازدید