والد یا الهه شکنجه!

شخصیت والد، نه از روی بدخواهی که شاید حتی از روی علاقه و احساس وظیفه برای کمک، می خواهد از تمام سوراخ سنبه های زندگی شخصیت فرزند سر در بیاورد. شخصیت والد، تمام خوبی ها و بدی های زندگی شخصیت فرزند را به چالش می کشد، خرده می گیرد و راهکار هایش را با تحکم به او تحمیل می کند. شخصیت والد، بلوغ فرزند را به رسمیت نمی شناسد حتی اگر فرزند پا به سن گذاشته باشد، مستقل باشد و از نظر شغلی و فکری بسیار موفق تر از خود والد باشد. والد برای به کرسی نشاندن عقیده مخالفش، اصرار می ورزد، تلاش میکند و جنگ به راه می اندازد. برای چه؟ چون اگر باور کند که فرزند بالغ و مستقل شده است و به عنوان یک فرد مستقل اولویت های خودش را در زندگی دارد، یعنی قبول کرده است که دیگر کنترل کننده زندگی فرزند نیست و حضور یا عدم حضورش در زندگی فرزند تاثیری نخواهد داشت و این با حقیقتِ شخصیت والد مغایرت دارد، پس او، حتی به قیمت جنگ، تمام تلاشش را می کند تا آن روز نرسد و آن حس حاصل نشود . 

شخصیت هر انسان سه جنبه دارد، بعد بالغ، بعد فرزند حرف گوش کن و بعد فرزند لجباز. آنچه والد برای احساس مفید بودن به آن نیاز دارد، مواجه شدن با فرزند حرف گوش است. اما همیشه اینگونه نیست که فرزند حرف او را قبول کند و مخصوصا در مواردی که در بالا ذکر شد فرزند از اینکه رای و تصمیمش نادیده گرفته می شود عصبانی شده و بعد لجوجش را رو می کند. این همان بعدی است که از خرده گیری های والد عصبانی می شود، جواب سربالا می دهد، مقابله به مثل می کند و یا حتی از صحنه خارج شده و قهر می کند. بعد فرزند حرف گوش کن و بعد فرزند لجباز، هر دو، والد را به خواسته اش که اثبات عدم بلوغ فرزند است می رساند و او در این جدال احساس پیروزی می کند. تنها تفاوت این دو بعد هم آنجاست که لجبازی، بحث را طولانی و ادامه دار می کند و جدال والد و فرزندی را در یک دور تسلسل جانکاه قرار می دهد. 

اینجاست که می باید فرزند، به عنوان نیروی جوان تر و اکثرا هوشیارتر و بعضا با مطالعه تر، کنترل امور را به دست بگیرد. حواسش باشد که کجا و کدام موضوع روی نقطه ضعف هایش نشانه گیری شده است که می تواند بعد فرزند لجوج را رو کند. بعد کودک در هیچکدام از این شرایط به او کمک نخواهد کرد و حالا زمان آن رسیده است که بعد بالغ را در برابر والد به نمایش بگذارد. بعد بالغ اگر نمی خواهد حرفی را قبول کند، با اعتماد به نفس می گوید نظر شما محترم است اما من نمی توانم بدون دلیل قبولش کنم. یا حتی پا را فراتر گذاشته و با آرامش نشان دهد که چرا خواسته والد درست نیست و ایرادات منطقی آن را برشمارد. کار آسانی نیست! مخصوصا زمانی که شخصیت والد، فرزند را خوب می شناسد و از نقطه ضعف هایش آگاه است. برای شخصیت والد و احساس برتری جویی اش، بهترین موضوع برای مانور دادن، همان نقطه ضعف های فرزند است که اتفاقا احساسی ترین واکنش ها را هم از جانب فرزند به همراه دارد. بهترین راه کنترل احساسات منفی هم این است که فرزند از حس نیاز والد آگاه باشد و بداند که تمام خرده گیری ها و حتی توهین های والد از روی بدجنسی و بدخواهی نیست، بلکه خود واکنشی است برای جلب توجه، زمانی که احساساتش به او هشدار می دهند که شایددیگر در زندگی فرزند جایی برای او نباشد...

/ 0 نظر / 15 بازدید