فحش آب نکشیده!

پسر خاله ام سه چهار ساله بود، روی فرش قرمز خانه مادربزرگ پخش زمین شده بود و داشت ماشین های اسباب بازی اش را روی خطوط حاشیه های فرش راه می برد. دو تا از ماشین ها را محکم به هم کوباند که یعنی مثلا تصادف شده است. بعد مثلا راننده ماشین اول پیاده شد، صحنه را دید و حسابی عصبانی شد. پسر خاله ام با آن صدای نازکش و با آن لکنت زبان بامزه اش فریاد زد: آهای "مرتیکه" چی کار می کنی؟ بعدش هم مثلا راننده ماشین دوم عصبانی تر از اولی از ماشینش پیاده شد و داد زد: هوی "زن تیکه" خودت چی کار می کنی؟

نمیدانم چند دهه از آن روز می گذرد، اما من هنوز هر بار که این کلمه را می شنوم با خودم می گویم "زن تیکه" و زیر زیرکی مثل همان روز بعد از ظهر می خندم!

نویسنده : shadi ; ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩٥


/ 0 نظر / 27 بازدید