حکایت توت فرنگی

یادمه تو جنگلای مرطوب شمال توت فرنگی وحشی دیدم

هر کدوم به زور اندازۀ یه هستۀ آلبالو میشد                                        

ولی کافی بود یکیشو بچشی اونوقت دلت می خواست     

کل دشت توت فرنگی رو یه جا بخوری

حیف که همۀ آدمای دیگه هم قبل از تو همین حسو داشتن.

توت فرنگیای اهلی هم خوب بودن  یادش به خیر

هر سال فصل توت فرنگی

وقتی مامان مربا می پخت

خونه تا یه هفته بوی توت فرنگی میداد

منو اشکانم که همیشۀ خدا مسابقه داشتیم مرباها رو

خالی خالی تا تهش می خوردیم

هر کی زودتر بترکه برندس.

و اما توت فرنگیای خود فرنگ

هر وقت هوس توت فرنگی کنی می تونی بری تو فروشگاه

و یه بستشو برا خودت بخری .

البته اگه بتونی بستۀ توت فرنگی رو از بستۀ سیب درختی

تشخیص بدی. کار سختیه مخصوصا وقتی با اون سیبای سرخی

که دون دون زرد روش داره سرو کار داشته باشی.

بگذریم از ظاهر بازار گرم کنش

اگه چشاتو ببندن و بهت بدن بچشی شک میکنی بین

خیار پوسیده و سیب زمینی پخته.

 

 

حکایت منم حکایت توت فرنگیه

هر چی بزرگتر میشم بی مزه تر می شم.

/ 8 نظر / 7 بازدید
Arsham

خانوم خیلی عالی بودند. حال کردم ایشالا موفق باشی از دوران دانشگاه هم بنویس. حق یارت آرشام

shahdoone

ببخشيد هوس اينجوريه اشتباه لپی شده من معذرت می خوام

متين

شادي جونم سلام. قبلنا مي‌شناختمت. نه زياد. حالا پررو شدم. مي‌خوام دوستت باشم و دوستم باشي. باشه؟

bache

{ با صداي اينطرفي در زشت } طبق آخرين تحقيقات من تنها دو حالت در آینده ما توت‌فرنگيهای درگیر معنی متصور خواهد بود : ۱- خورده خواهيم بی‌آنکه مزه ما فهمیده شود ۲- خود را خواهیم‌خورد بی‌آنکه بدانیم چیست مزه ما

bache

{ با صدای پيرزن محاکمه } من يه توت فرنگيم . من يه توت‌فرنگی آبدارم که دهن هرکی‌رو بخواد آب ميندازه

bache

فروشنده همچنان با صداهای مختلف ميوه‌های مختلفو توت فرنگی جا می‌زد و می‌فروخت . آره ... جا می‌زد ... می‌فروخت . اصلا توت‌فرنگی کم شده . اصلا تو يه همچين وضعيتی ديگه خود توت فرنگی مهمه نه مزه‌ش. اصلا بعضی وقتا شکل توت‌فرنگی‌ام از یاد می‌ره . اصلا خوش به حال توت‌فرنگيا . آره خوش به حالت توت‌فرنگی .

مهدی

هر چی بيام بگم قشنگی متنت رو خراب می‌کنه.