دانه های ریز


+ بیاییم از خودمان بد نگوییم!

من شاید در فرهنگ و زندگی آدمهای ایرانی نکات منفی و آزار دهنده دیده باشم، شاید عقاید خرافاتی یک عده اذیتم کرده باشد، و یا چشم و هم چشمی عجیب غریب بعضی از ایرانی ها حالم را به هم زده باشد، اما هرگز نمی گویم ایرانی ها بد هستند و عقلشان کم است. دلیل اش این است که اولاً ایرانی ها مثل همه ملت های دیگر مجموعه بزرگی از آدمها هستند که با چند مثال تجربی ساده نمی توان همه را در یک مجموعه بسته بندی کرد. ثانیاً، هر انسانی با هر ملیتی، در برابر هر نکته منفی شخصیت و اخلاقش، نکات مثبتی هم دارد. اگر برای توصیف آن فرد از نکات مثبت صرف نظر کنی در واقع عدالت را رعایت نکرده ای و این خود می شود بخش منفی شخصیت تو. 

من حتی اگر دل پُری از رفتار و منش بعضی از ایرانی ها، یا هندی ها یا چینی ها، داشته باشم وقتی سرِ درد دلم را با کسی که هیچ برخوردی با آن ملیت نداشته است باز می کنم و تمام نکات منفی را برایش می شمرم، در واقع دارم ذهن آن آدم را سیاه می کنم بدون آنکه او از بخش غیر سیاه قضیه خبر داشته باشد. من یاد گرفته ام در برابر غیر ایرانی ها هرگز از هموطنانم به عنوان یک مجموعه بزرگ بدگویی نکنم چون اینکار ذهن آنها را نسبت به ایرانی ها سیاه می کند بدون آنکه به منابع واقعی اطلاعات دسترسی داشته باشند. دود بد گویی از ملتی که خودت جزیی از آنی نهایتاً به چشم خودت فرو خواهد رفت. به جز این، کلی گویی راجع به ده ها میلیون آدم تنها بی خردی و کوته نگری ات را نشان می دهد نه برتری و برائت ات را از آن جمع.

حالا این که من این را کی و کجا یاد گرفته ام حکایت لقمان است که از بی ادبان ادب آموخته بود. کسی را می شناختم که پدرش اهل کاشان بود و بارها و بارها برایم تعریف کرده بود که چقدر از کاشانی ها بیزار است و از فرهنگ و رفتارشان گریزان. برایم بدی آنها را اینگونه شمرده بود که خسیس و پول دوستند و وقتی پای پول به میان بیاید دوست و دشمن نمی شناسند و بدجنس و حسود و آب زیر کاه می شوند. بیشتر که شناختمش دیدم زیادی به مادیات اهمیت می دهد و چند بار پیش آمد که دیدم برای مقدار کمی پول بی ملاحظه و بدجنس می شود. به جرات می گویم که حرفهای او و رفتارش مرا چنان تحت تاثیر قرار داده بود که باور کرده بودم باید از کاشانی ها دور بود و از جمله خود او که نصفش کاشانی بود! غافل از اینکه بدجنسی و پول دوستی می تواند در هر آدمی با هر پیش زمینه ای وجود داشته باشد و لزوما به قومیت آن فرد ربطی ندارد. دیرتر فهمیدم اگر سهراب اهل کاشان است من اتفاقاً چقدر کاشانی ها را دوست دارم و چقدر با آنها احساس نزدیکی و شباهت می کنم وقتی می گوید:

زندگی خالی نیست، 

مهربانی هست،

سیب هست،

ایمان هست،

آری آری تا شقایق هست،

زندگی باید کرد ...

نویسنده : shadi ; ساعت ٤:٤۱ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک