دانه های ریز


+ افسردگی جمعی!

نمی دانم از عوارض فرهنگ کهنمان است یا شرایط محیطی نامطلوبمان که جز آیه یاس خواندن کار دیگری یاد نگرفته ایم. انگار هیچ چیز نمی دانیم جز حسرت روزهای جوانی که بر باد رفت و گذشت بدون هیچ امیدی به آینده یا هیچ برنامه بلند مدت زندگی. ما در هر شرایطی که باشیم ناراحتیم، روز مرگمان هم که می رسد اصولا ناکام از دنیا می رویم چون به آنچه که می خواستیم نرسیدیم و از روزهای عمرمان جز حسرت سپری شدنشان چیزی برایمان نمانده است. همیشه کسانی هستند که از ما موفق ترند و زندگی شان رنگی تر است و این بر حسرتمان می افزاید که چطور آنها خوشند و ما نیستیم. ما دوچیز را یاد نگرفته ایم: یکی قدرشناسی داشته هایمان و دیگری امید به فرداهایمان.

نویسنده : shadi ; ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٥ اسفند ۱۳٩۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک