دانه های ریز


+ بیگانه

فیلم بیگانه را در جشنواره فیلم مونتریال دیدم! آنقدر از دیدن اسم پانته آ بهرام و امیر جعفری و هومن برقنورد هیجانزده شدم که به چند تا از دوستان و آشنایان هم سفارش کردم بیایند فیلم را ببینند. داستان فیلم برداشت آزاد از نمایشنامه "اتوبوسی به نام هوس" نوشته شده در سال 1947 توسط تنسی ویلیامز است. من چون پیش تر نمایشنامه را خوانده بودم و فیلم امریکایی محصول 1951 را دیده بودم و داستان را می دانستم بیشتر تمرکزم روی بازی هنرپیشه های محبویم بود.  عکس العمل دوستان بعد از پایان فیلم خیلی برایم جالب بود. دوست کانادایی در حالی که در چهره اش نه رضایت دیده می شد نه نارضایتی گفت از آنچه که فکر می کردم بهتر بود. فامیل دورگه ام که خارج از ایران به دنیا آمده و فارسی را در حد محاوره با کلمات ساده می داند گفت چه خوب که سخت حرف نمی زدند و من نیازی به خواندن زییرنویس پیدا نکردم. یکی از دوستان ایرانی ام پیش از آنکه فرصت نفس کشیدن بعد از پایان فیلم را به من بدهد یه حالت تهاجمی گفت این چه فیلم مزخرفی بود که مارا آوردی. دوست دیگر ایرانی ام از چیز دیگری شاکی شده بود و به مدت دو ساعت و چهل و پنج دقیقه با صدای بلند سعی در تفسیر و تحلیل سینمای ایران داشت که چرا فیلمهای ایرانی که به جشنواره های خارجی می آیند همه سیاه اند و ایران را ویران نشان می دهند. البته ناراحتی اش را درک می کنم اما از فیلم "چارچنگولی" هم توقع راه یافتن به جشنواره های جهانی را ندارم.

در کنار همه این دوستان من اما خوشحال بودم. بر خلاف دو دوست ایرانی به نظرم فیلم نه سنگین بود نه خفه ام کرده بود نه زیادی سیاه بود. برای اولین بار روی پرده سینمای کانادا قیافه های آشنایی را دیده بودم که به زبان مادری ام حرف می زدند و این برایم خوشایند بود ...

نویسنده : shadi ; ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک