دانه های ریز


+ آب و هوا!

بعضی وقتها دلم می خواهد فریاد بزنم! دلم می خواهد سرم را بگیرم رو به آسمان و به ابرها و به این جبهه های هوای تخیلی بگویم بروید گم بشوید که حوصله تان را ندارم. البته کارم هنوز به آن مرحله نرسیده، هر بار که فریاد از درون کله عصبانی ام به سمت حنجره فرستاده می شود جلویش را می گیرم که خوب حالا این همه آدم با چترهای شکسته از طوفان و لباسهای سراپا خیس از بوران خیال می کنند من از تیمارستان فرار کرده ام لابد. خودم کرده ام! از بین این همه کشور دنیا جایی را انتخاب کرده ام که چله تابستانش وضعیت جوی به همین منوال است. نه این طوری ها هم نیست، خیلی هم تنوع دارد، یک روز هوا سی درجه بالای صفر می شود و آنقدر شرجی است و شاخص اشعه ماورا بنفش بالاست که نفست گیر می کند میان ریه ها و کلا بالا نمی آید! درست فردای آن روز چند قطعه ابر می آید در آسمان و دما می شود نصف دیروز و چنان باد و باران خشمگینی شروع می شود که انگار آسمان تا حالا نباریده است و می خواهد خودش را خالی کند. 

اینجا زمین مسطح و بدون کوه و بلندی است که هر بادی که از هر طرف بیاید بدون مانع به اینجا می رسد و خیلی راحت بالا و پایین اش می کند. شبیه یک آدم دمدمی مزاج است که با یک غوره سردی اش می کند و با یک مویز گرمی! گاهی وقت ها هم فکر می کنم به یک سیاره دیگر مهاجرت کرده ام،‌ سیاره ای که جو ندارد تا سطحش را معتدل نگه دارد. زمستانی که پشت سر گذاشتیم و به زودی هم دوباره در راه است، چیزی شبیه قهر و خشم خدایان بر زمین بود! برف برف برف باد باد باد یخ یخ یخ و میانگین دمای منفی بیست درجه سانتیگراد آن هم به مدت شش ماه!

یاد آب و هوای تهران که می افتم دلم می سوزد، به قول مادربزرگم تهران آنقدر آب و هوای خوبی داشت که شاه قاجار آن را پایتخت کرد! حالا از هوایش آلاینده های سوخت فسیلی مانده و از آبش ترکیبی از آب چاه و فاضلاب و مقدار زیادی کلر! دلم می سوزد که از نظر جغرافیایی در بهترین نقطه زمین به دنیا آمده ام و حالا مهاجر داوطلب به خشمگین ترین تبعیدگاه زمین ام، جالب اینجاست که اگر تابعیت اینجا را هم بگیرم شهروند درجه دوم محسوب می شوم و اجازه دارند هر وقت اراده می کنند مرا از این تبعیدگاه اخراج کنند! دلم می سوزد که ایران تا ابد سرزمین مهربان مادری ام باقی می ماند و من تمام سالهای جوانی ام را در به در کشورهایی بودم که به ایران به چشم دشمنی متحجر و بی خرد نگاه می کنند ... 

نویسنده : shadi ; ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک