دانه های ریز


+ حکايت بابالنگ دراز

فرق جان باپتيست و بابا لنگ دراز اينه که بابا لنگ دراز سايه اش اين شکلی بود

ولی جان باپتيست خودش شکل سايه بابا لنگ درازه البته بدون کلاه و عصا

همونقدر هم مهربون

اگه زبونمو می فهميد منم مثل جودی براش نامه می نوشتم

آخه اونم مثل بابا لنگ دراز هميشه برام کمک ميفرسته

من که سر در نمی ارم

توی اين دنيا که بهترين دوست آدم به خاطرمنافعش آدمو زير پاش له می کنه،

اون چه جوری می تونه بی هيچ چشمداشت مادی و معنوی انقدر مهربون باشه؟

البته يه حالت ممکنه

که وقتی خدا داشته مهربونی رو تقسيم می کرده

در نهايت عدل و انصاف

درست مثل همه چيزايی که تقسيم کرده

به بعضيا يه قلنبشو داده

به بعضيام هيچی نرسيده

اين جوری امکان اينکه بابا لنگ دراز از توی کتاب بياد بين آدما وجود داره

در غير اين صورت يکی بياد به من بگه آخه چه جوری؟

مهم نيست اصلاً

مهم اينه که الان خوشحالم

فقط خدا کنه آخر قصه من مثل آخر قصه جودی نشه

آآآآآآآآآآآآآآآمين

نویسنده : shadi ; ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ ; جمعه ۸ خرداد ۱۳۸۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک