دانه های ریز


+  

هر روز،

روزی سه بار،

صبح و ظهر و شب،

فراموشی ات را سر می کشم

باشد رها شوم از درد خاطرات

×××

همانجا بمان

آنجا که این همه سال خانه داشتی،

آن کنج خلوت تنهایی

بگذار که من چون همیشه رها باشم

رها

رها

با گیسوان پریشان در باد 

و دلی آرام بر کشتی آرزوهایم

همانجا که بودی بمان

من از اضطراب خسته ام

چه راست باشی چه دروغ

صدایت یاد آور روزهای بی قراری ام است

صدایت را همانجا بفرست که سالها نمی شنیدمش

دور دور

من دیگر هیچ نمی خواهم

جز آرامش

نویسنده : shadi ; ساعت ۱:٥۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک