دانه های ریز


+ رباعیات مولانا

بی‌یاری تو دل بسوی یار نشد   تا لطف غمت ندیده غمخوار نشد
هرچیز که بسیار شود خار شود  

غمهای تو بسیار شد و خوار شد

 

تا با غم عشق تو مرا کار افتاد

 

 

بیچاره دلم در غم بسیار افتاد

بسیار فتاده بود اندر غم عشق   اما نه چنین زار که این بار افتاد

 

در عشق توام نصیحت و پند چه سود

 

 

زهراب چشیده‌ام مرا قند چه سود

گویند مرا که بند بر پاش نهید   دیوانه دلست پای در بند چه سود

 

در عشق توام وفا قرین میباید   وصل تو گمانست و یقین میباید
کار من و دل خاصه در حضرت تو   بد نیست و لیکن به از این میباید

 

دیوان شمس-دفتر ششم-رباعیات

نویسنده : shadi ; ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٩ آذر ۱۳٩۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک