دانه های ریز


+ فرهنگی که میشناسمش..

اولین بار وقتی یکی از بستگان نزدیکم عروس می شد، دانستم این اصطلاح رایج بین بعضی ایرانی ها، تنم را می لرزاند. اصطلاح تور زدن را می گویم. دختر خانم مجردی از خانواده سنتی تر با حالتی که هرگز نفهمیدم تعریف و تمجید است یا حسادت و حرص گفت "فامیلتان خوب پسری را تور زده ها" ! تا آن روز این اصطلاح را بارها و بارها شنیده بودم، اما نه درباره کسی که برایش ارزش قایل بودم. آن روزها تمام نگرانی ما سن کم عروس بود و اینکه حتی اگر داماد فرشته روی زمین هم باشد، عروس کوچکمان به خاطر عدم تعامل با آدمها شاید از اولین حقوق طبیعی انسان اجتماعی که کسب تجربه و شناخت آدمها از اقشار مختلف است محروم بماند و شاید قسمتی از شخصیت اجتماعی او هرگز به بلوغی که انسان برای کامل شدن به آن نیاز دارد نرسد. عروس خانم ما دختری زیبا و باهوش و شوخ طبع بود که با اولین مرد زندگی اش ازدواجی عاشقانه کرد. داماد هم کم نیامد و نرفت تا دل خانواده عروس را برای موافقت به دست بیاورد. و من در حالی این اصطلاح را می شنیدم که هنوز ته دلم اطمینان نداشتم که تصمیم این ازدواج آن هم به این زودی کار درستی بوده یا نه. انگار جایی در درونم آتش میگرفت وقتی فکر می کردم معنای این جمله یعنی زن توری پهن کرده دانه پاشیده سیاست به خرج داده تا بتواند مرد را شکار کند و مرد آنقدر بی وجود است که فریب این سیاست ها را خورده و در تور زن گیر افتاده و صید شده است.

این اصطلاح از همان فرهنگی می آید که معتقد است مرد هر چه درآمدش بیشتر، هر چه ماشیش مدل بالاتر، هر چه خانه اش شمال شهر تر، شوهری بهتر و ایده آل تر و زن هر چه بیکار تر، هر چه ولخرج تر، هر چه زورگو تر، هر چه موفق تر در شکار مرد ایده آل بنا به تعریف بالا، زرنگ تر و خوشبخت تر است. چقدر این جمله را زیاد شنیده ام که فلانی را ببین شوهرش مثل پروانه دورش می چرخد نمیگذارد زنش دست به سیاه و سفید بزند، خوش به سعادت این زن که یا در آرایشگاه است یا در سالن های بدن سازی یا مزون ها و فروشگاهها برای خرید، در خانه هم که آشپز و کلفت و پرستار بچه دارد کمترین کادویی که به هر مناسبتی از شوهرش میگیرد  مسافرت خارج است و ماشین مدل بالاتر. و من هر بار با خودم فکر می کنم تمام اینها یعنی مرد پول خرج می کند تا زنش جوان و خوشگل بماند تا کارایی اش را برای خدمتی که به شوهرش می رساند از دست ندهد و این خدمت تنها و تنها کاربرد این زن است مثل ماشین ظرفشویی یا اجاق گاز که یک کارایی دارند پس بهتر است در همان یک کاربرد بهترین مدل موجود در بازار باشند و درست از آنها استفاده شود تا دیرتر مستهلک شوند.

این تفکر که چنین زنی را خوشبخت می نامد، از همان فرهنگی می آید که می گوید مراسم عروسی هر چه پر خرج تر، مهریه هر چه بالاتر، طلا هر چه وزین تر، یعنی داماد برای عروس ارزش بیشتری قایل است. این تفکر از همان فرهنگی می آید که وقتی نوزادشان پسر می شد خوشحال می شدند که سرمایه شان است و وقتی فرزندشان دختر می شد اگر خیلی انسان و مثبت اندیش بودند به جای غصه خوردن خوشحال می شدند که شاید کسی ده دوازده سال بعد با شیربها و مهریه بالایی بخردش تا بتوانند درآمدش را به یک زخم زندگیشان بزنند. آری بخرندش! و چیزی که امروز مرا حتی از نزدیک ترین و عزیز ترین آدمهای زندگی ام ناامید می کند این است که هنوز به این عقیده مزینند که دختر را باید فروخت و هر چه گرانتر بفروشی اش خوشبخت تر است.

نویسنده : shadi ; ساعت ٢:٤۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک