دانه های ریز


+ طبع شعر!

آدم وقتی عاشقه می تونه قطعات کوتاه ادبی بسازه و همونجوری که سرشاره ،از خوندن قطعات خودش لذت ببره و يک جمله از اونو با صد تا ديوان و کتاب هم عوض نکنه.آدم وقتی عاشقه از تمام افکارش که تمام روزها و شبهاشو پر کرده گلچين می کنه و بهترينشو ثبت می کنه .

اما آدم فقط يک وقت می تونه ساعتها و ساعتها بشينه و هر چی به ذهنش می رسه رو بنويسه و وقتی به خودش مياد ببينه که تمام کاغذها با خطش پر شده اما هنوز قلبش آروم نگرفته اون وقتيه که آدم از نفرت لبريز شده باشه.

من اونی ام که يک کتاب پر از جملات کوتاه عاشقانه داره و يک کتاب از شعر بی انتهای نفرت.هر دو تاشو تقديم می کنم به اون کسی که عشق رو با اون تجربه کردم و نفرت رو با اون شناختم.ديگه نمی خواهم هيچکدومشو هر جا که می رم دنبال خودم بکشم.

 

نویسنده : shadi ; ساعت ۳:٥٩ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک