دانه های ریز


+  

روزها چه زود می گذرند، تا میخواهی خود را با شرایط جدید وفق دهی، همه چیز تمام شده و دوباره روز از نو روزی از نو. میگویی چه خوب روزها برایت تکراری نمی شوند؟ میگویم اما دلم برای لحظه ای آرامش تنگ شده است. خسته ام از اجبار برای فراموشی، فراموشی لحظه های خوب، فراموشی آدمها، فراموشی دوستی ها و دوست داشتن ها فراموشی خاطره ها و حتی شهرها. خسته ام از اجبار، خواستم همه چیز را به حال خود رها کنم تا زندگی آنطور که خودش می خواهد پیش برود. نتیجه همیشه یک چیز است، هرگز به سمت آرامش و شادی پیش نخواهد رفت و نگرانی روزها هرگز از اعماق وجودم رخت نخواهد بست..

نویسنده : shadi ; ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳ آذر ۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک