دانه های ریز


+ شکلات..

از صبح تا حالا جلوی کامپیوتر محل کارم نشسته ام و با این برنامه سر و کله میزنم تا درست اجرا شود، که نمیشود..

هر از گاهی از پنجره به بیرون نگاه میکنم که تا چند لحظه پیش آفتاب بود و برگ سبز درختان مشغول رقصیدن در باد و حالا دوباره رگبار شده و غصه ام گرفته که باز با دوچرخه مهربان خیس آب میشوم تا به خانه برسم..

اشکال برنامه را پیدا نمیکنم و از کلافگی می خواهم سرم را به میز بکوبم که یاد شکلات می افتم..

از پنجره محل کارم به بیرون چشم دوخته ام و به رگبار بهاری آسمان. و شکلات سیاه بادامی محبوبم را میخورم که عمه جان سوغاتی برایم آورده..

شکلات سیاه بادامی محبوبمان.. فیلم شکلات با بازی جانی دپ محبوبمان.. از آن روز هم ٣ سال میگذرد..

کی فکرشو میکرد..

نویسنده : shadi ; ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک