دانه های ریز


+ خونه مادربزرگه..

خانه مادر بزرگ را از روی علامتهای میدانها و خیابانهایی که میشناختم روی این نقشه پیدا کردم http://shahrdid.ir

علامتهایی که روی آنها بزرگ شده ام، که مثل کف دستم می شناسمشان..

باغچه ها و درختهایی که در تصویر ماهواره ای هم به وضوح میبینیشان و سقف شیروانی که زیر آن..

سقف را که بر میدارم تمام سالهای شاد کودکی ام را آن زیر میبینم که روی رختخوابهای مادر بزرگ بالا و پایین میپریدیم، سفره های بلند به درازای طول اتاق، رنگ رنگ، که جمعیتی دورش می نشستیم و می خندیدیم، همه چیز زیبا بود و ما آنقدر خوشحال بودیم که انگار روزگار خوشی هرگز خیال تمام شدن ندارد..

بغضم می ترکد...

دلم بد جور تنگ شده

نویسنده : shadi ; ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک