دانه های ریز


+ يک همسايه ديگه

نمی دونم چرا انقدر به این همسایه ها علاقه مند شدم.دلم نمیاد ازشون ننویسم.قصۀ این دفعه مربوط می شه به «به آ» پیرزن بد منظر همسایه که یک پسر بور و یک دختر پاکستانی داره .در جواب کسایی که ازش پرسیدند چرا ازدواج نمی کنی؟ یا که چرا با یک مرد نمی مونی؟مقتدرانه گفته که :من بچه می خوام امّا شوهر(در اصطلاح خودمون آقا بالا سر) نمی خوام.اول به نظرم خیلی قابل تحسین اومد.کلاً از آدمهایی که محکم سر حرفی که فکر می کنند درسته در حالی که خلاف عقیدۀ عموم آدمهاست، می ايستند خوشم میاد.از این خانوم هم اول به خاطر همین حرفش خوشم اومد.بعد ها یک کم به اون بچه ها فکر کردم،که آیا واقعاً دلشون نمی خواست که می دونستند پدرشون کیه؟میدونم که هیچ کس به انتخاب خودش زندگی نمی کنه،خیلی ها هستند که قبل از به دنیا اومدن یا در زمان بچگی پدرشونو از دست دادند و هیچ چیز از اونو به خاطر نمیارن و این به انتخاب خودشون نبوده.اما اگه بدونند پدراشون یک جایی تو همین دنیا دارند زندگی می کنند اما اونا از دیدنشون محروم شدند ، چه حسی نسبت به اون مادر پیدا می کنند؟خوب اینش دیگه اصلاً به من مربوط نمی شه.بر می گردم سر حرف اولم که گفتم از توجیه اون زن خوشم اومده بود چون به نظرم مقتدرانه می اومد.خوب باید بگم که خیلی زود حرفم رو پس گرفتم.نمی دونم چرا ،شاید واقعاً به دلایل اعتقادات سنتی که به شکل ارزش تو مغزم جا گرفته این حس رو دارم.اما شخصیت این زن که داره میون دوست پسر های رنگ و وارنگ وول می زنه(انقدر براش عادیه که مثلاً می گه فلانی این روزها که زنش رفته تعطیلات هر روز پیش ماست یا مثلاً می گه پدر پسرم رو یادم نمیاد کی بوده)و تمام کارهاش ،از تعمیر ماشینش گرفته تا رسیدن به باغچه اش، همه رو دارند اون آقایون محترم انجام میدن،برام هیچگونه ارزشی نداره.

این وسط یکی از ما دو تا مشکل داره.راستی در مورد اینکه گفتم پیرزن،باید بگم که صورت چروکیده و کمر خم شده داره، اما نمی دونم چطوری دخترش چهار سالشه.نمی تونم بگم آخیش چه زن مهربونی یک بچۀ پاکستانی فقیر رو به فرزندی قبول کرده ، چون چهار سال پیش یک دوست پاکستانی داشته و بعد حامله بوده و بعد تعریف کرده که به فلانی گفتم حالا که حامله هستم دیگه نباید همدیگه رو ببینیم.و دیگه همدیگه رو ندیده اند. آخی چه رمانتیک!!!!!

 

نویسنده : shadi ; ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک