دانه های ریز


+ قطار

باید یک کم صبر کنی.صبر و تحمل دوای هر دردیه.این قطار هم رد میشه و میره.بالاخره نوبت عبور آخرین واگن این قطار طولانی هم می رسه.بالاخره از این خطوط راه آهن رد می شی.آره می دونم ،این قطاره دیگه زیادی دراز بود.ولی هر قطاری یک آخرین واگن داره.چی؟آهان خوب برای اثبات حرفم فقط اینو می تونم بگم که قطار بی انتها نیاز به ریل بی انتها داره که اون هم وجود نداره.آره آره می دونم. دلیلم یک کم یه جوریه.اینو گفتم که آرومت کنم.آخه عزیز من نگرانت شدم. این حرکات ژان گولر که تو سرته واقعاً عصبیم می کنه.می خوای یک چوب دراز پیدا کنی و از روی قطار با پرش ارتفاع رد شی؟آخه قشنگ!این هم ایده است به سرت زده؟چی بگم اخه به تو؟آره می دونم سرعتش هم خیلی کم و اعصاب خورد کنه.میدونم عزیزم. می دونم.می دونم مچل شدی.حوصله ات هم سر رفته.میدونم کار و زندگی داری. ای بابا کیه که کار و زندگی نداشته باشه.اره هوا هم بده.سر و صداش هم زیاده.کلافه شدی آره.اون ور هم دارند حلوا پخش می کنند میدونم آره.می دونم .می دونم. می دونم....

اَََََااَااَااَااَااَااَاه ه ه ه.هر غلطی دوست داری بکن.اصلاً به من چه.

 

نویسنده : shadi ; ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۸ امرداد ۱۳۸۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک