دانه های ریز


+ Big

یادم میاد سال ۹۴ وقتی این فیلم رو دیدیم، مامان گفت باید جایزه اسکار رو به بازیگر این فیلم داد، اون موقع کسی اسم تام هنکس رو نشنیده بود تا سال ۹۵ که اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد رو به خاطر بازی فارست گامپ گرفت! و من بعد از اون برای همیشه به مامان ایمان آوردم..
بعد از۱۴ سال این فیلم رو پیدا کردم و یک بار دیگه دیدمش، جاش یک پسر بچه ۱۳ ساله خجالتیه که عاشق دختر سال بالایی توی مدرسه میشه و وقتی یک روز دختر، دوست پسرش رو به اون نشون میده و یاد آوری میکنه که پسره انقدر بزرگه که تصدیق رانندگی داره، جاش نا امید و سر خورده آرزو میکنه که بزرگ باشه. از اینجا به بعد بازی شگفت انگیز تام هنکس در نقش پسرک ۱۳ ساله که به قالب یک مرد بزرگ در اومده و هنوز به ابعاد جدیدش عادت نکرده شروع میشه. به خاطر مهارت توی بازیهای کامپیوتری حتی میتونه یک شغل پیدا کنه و وارد دنیای آدم بزرگی بشه. اما این تحول به قدری آنی بود که بچه دچار نوعی افسردگی و کسالت میشه و تصمیم میگیره به کودکی اش برگرده. البته اون بین، همکارش عاشقش شده و جاش به جای فرار از این رابطه و یا گفتن حقیقت ترجیح داده که این قسمت از دنیای آدم بزرگها رو هم تجربه کنه. موقع برگشتن از دوست دخترش میخواد که اون هم باهاش به کودکی برگرده چون فقط کافی بود آرزو کنه و از دستگاه آرزو برآور اینو بخواد!! اما دختر میگه یک بار از اونجا در اومدن به اندازه کافی سخت بود تا نخوام دوباره تجربه اش کنم..
تاریخ مصرف این فیلم گذشته، توی همین ده پونزده سال به قدری تکنیک های فیلم سازی پیشرفت کرده که یک فیلم قدیمی مثل این با تم ساده احساساتی بدون اوج و فرود نمی تونه توقع تماشاچی رو برآورده کنه. با این حال من دیدنشو توصیه می کنم نه به خاطر اولین بازی درخشان تام هنکس، به خاطر یاد آوری تمام اولین احساسات آدم بزرگی که تجربه کردیم...
(این فیلم ساخته ۱۹۸۸ همون موقع هم با کلی تاخیر فاز دیدمش!)

...
...

...

نویسنده : shadi ; ساعت ۳:٤٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک