دانه های ریز


+ نوعی جنون ذاتی به نام ميل به کشتن!

یک گزارش از ایران دیدم در مورد قاتل مشهدی که زنهای روسپی رو می کشت.توی سالهای 2001 و 2002  شانزده نفر رو کشته بود.من که تو ایران چیزی در این باره نشنیده بودم.شاید من زیادی از مرحله پرتم.نکتۀ جالب گزارش اینجا بود که مردک با افتخار داشت توضیح می داد که چطوری اون زنهارو خفه می کرده و جامعه رو از فساد پاک می کرده و انتقام مسلمونها رو ازشون می گرفته.خانواده اش هم با نمک بودند.مادرش می گفت "دلم می خواست من با دستهای خودم اون زنها رو خفه کنم"یا مثلا پسرسیزده چهارده سالش می گفت"حالا که پدرم توی زندانه و دستش به اینها نمیرسه خودم می خوام راهشو ادامه بدم" زنش هم روز شماری می کرد که شوهر مهربان و متدینش هر چه زودتر از زندان آزاد شه.کلاً تو ژتشون بود که آدم کش باشن.

وقتی قاتل وجانی و شرور و احمق و سنگ دل و ترسناک هم که می شیم زورمون به ضعیف ترین و بی دفاع ترین ها می رسه.که نه قدرت دفاع در برابر حمله رو دارن و نه هیچ کس توی اجتماع ازشون دفاع می کنه.آدمهایی که از زور فقر به هر ذلتی تن می دن تا از گرسنگی نمیرن که اگه همینجوری دماغشونو بچسبی هم می میرن.

آخر گزارش از یک زن هجده ساله حرف می زدند که شوهرش معتاد و بی کار بود و برای اینکه خرج موادش در بیاد برای زنش مشتری پیدا می کرده و اونو به زور میفرستاده پیش مشتریها.اون زن هم چاره ای جز قبول نداشته .درک این اجبار برای اونهایی که اینجا زندگی می کنند سخته ولی برای من که زورگویی و حماقت مردهای ایرانی رو دیدم خیلی سخت نیست .که یه مرد معتاد بی پول نئشه چقدر راحت می تونه تهدید مرگش رو عملی کنه.جالب اینجاست که حکم این زن مرگ به بدترین شکل ممکنه.

   خدایا به این قوم نفهم رحم کن .

نویسنده : shadi ; ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۳ امرداد ۱۳۸۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک