دانه های ریز


+ نمردیم و کارمند شدیم!

کار توی آرمایشگاه کلافه ام می کنه، نه که خیال کنی موجود تنبلی ام نه، هر کی دیگه هم جای من بود وقتی مجبور بود توی یک اطاق فسقلی بدون تجهیزات ایمنی کافی با یک سری محلول کار کنه که بخاراتشون باعث می شه از چشمش اشک سرازیر بشه و حلقش خشک بشه و بسوزه، حتما کلافه می شد. تازه یک آزمایش احمقانه که هر چند ماه هم که روش کار کنی جواب نمیگیری! مثل اینکه حالا حالا ها از پول و این حرفها هم خبری نیست. من اصلا آدم بدبین یا نا امیدی نیستم اما اینجوری که داره پیش حتی اگه سرطان ریه نگیرم و شیمیایی هم نشم و  فکر کنم کور می شم. فقط امیدوارم ناراحتی روحی روانی نگیرم که تا حالاش هم قاچاقی از زیرش در رفتم!

نویسنده : shadi ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٤ دی ۱۳۸٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک