دانه های ریز


+ کنترل تکنيک!

می گن کار آفرينی کنيم جوونا بی کار موندن. اونوقت می آن کلی هم هزينه ميکنن که مثلاجوونا باقلوا بفروشن .

می گن آلودگی شهر تهران تو دنيا بعد از مکزيک دومه(خودش مقام مهميه). اونوقت کلی تبليغ می کنن که از وسايل نقليه عمومی استفاده کنين(که هم زجر بکشين که گناهاتون رو زمين پاک شه و کار به اون دنيا نکشه، هم اينکه با اين موتورای نو و سالم اين وسايل يه وقت خدايی نکرده از مقام دومی مون نزول نکنيم).

می گن ايران از نظر تصادفات رانندگی مقام اولو تو دنيا داره(اين يکی که از قبلی مهم تره).اونوقت پليسای مهربون ترجيح می دن هزار تومن بره تو شکم زن و بچه شون تا اينکه ده ها هزارتاش بره تو جيب دولت که اگه خيلی بخواد بهش لطف کنه يه پيکان صفر با وام چند ساله بهش بده(به به !چه مزايايی ،صفر،بدوم شايد به من هم  برسه)

چيزی به نام کنترل تکنيک به گوشتون خورده؟ حتما خورده.

ماشينايی که سنشون بيشتر از چهار ساله سالی يه بار بايد برن کنترل تکنيک.اونجا از کارت و اسنادو شماره موتور گرفته تا ميزان گازهای سمی اگزوز و قدرت ترمز و کمک فنر و فرمون و زاويه نور چراغها ، کنترل می شه. اگه همه چی رو به راه بود خوش آمدی به سلامت تا سال بعد وگر نه يک عدد سوراخ در کارت کنترل کيفيت می ذارن و تا وقتی همه چی رو به راه نشه از کارت بی سوراخ خبری نيست.خوب اگه نريم چی می شه؟هيچی انقدر جريمه ميدی که ديگه از اين غلطا نکنی . هر دفعه هم بايد سی يوروی کنترل کيفيت رو بدی چشمت کور دندتم نرم می خواستی ماشينت سالم باشه.خوب هر چی باشه از صدها يورو جريمه که بهتره. حالا اونايی که اونجا کار ميکنن، کافيه بتونن دگمه آف رو از آن تشخيص بدن و همچنين کور رنگی نداشته باشن و رنگ قرمز(به معنی يه جای کار ايراد داره) و رنگ سبز (به معنی اينجاش مشکلی نداره) رو بشناسن ،تا بتونن بادستگاهها کار کنن.

خوب اينم از اون کاراييه که نياز به تخصص و سالها درس خوندن نداره .مشابه اين کار تو ايران، کنترل تکنيک جمعيت نسوانه .که يه بنده خدای بی کاری رو ساعتها به شکل مچل سر در اماکن عمومی گذاشتيم که به آدمايی که رد می شن تذکر اخلاقی بدن.آخه اين کار کدوم يکی از هزاران مشکل اجتمايی و اقتصادی مارو حل می کنه؟حالا فرض کن از همين آدمای بی تخصص بيايم تو مراکز کنترل کيفيت واقعی استفاده کنيم.اونوقت شهروندای عزيزمون که تو اين سالها تبديل به سيب زمينی  شدن  يکم خودشونو تکون ميدن و دستی به سر و روی ماشيناشون می کشن و تو انتخاب ماشين وسواس بيشتری نشون می دن وعده کمتری عمر عزيزشونو توی تصادفای رانندگی از دست ميدن.

فکر نمی فکنی اونوقت بالا تری ها هم از حالت سيب زمينيت در ميان و می فهمن که توی اين پنجاه سال تکنولوژی پيشرفت کرده و بايد سرمايه های ملی رو صرف ساختن يه چيزایی پيشرفته تر از پيکان کرد؟

نویسنده : shadi ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٩ خرداد ۱۳۸۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک